زين الدين محمود واصفى
114
بدايع الوقايع ( فارسى )
هند را فسخ گردانيدند و پاى در دامن سلامت پيچيدند . على الصباح روز سيوم بود كه چون كوس ناموس زرين ورق شاه مشرق را به مقرعهء الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ « 1 » فروكوفتند ، و نوبتيان وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ « 2 » به صداى نداى آواى « 3 » ناى خروسان خروشان ، دم در سفيدمهرهء سفيدهدم دميدند . نفير و خروش برآمد كه آن [ كوچكان حيدرى ] مخالف « 4 » كه از مقام [ عراق ] ساز بزرگى آهنگ كرده بودند و دايرهء بسيط عالم را بر عرب و عجم راست چون دل عشاق بينوا تنگ ساخته ، به نيريز « 5 » طربانگيز تيرباران عساكر همايون ، به آن پيشرو صفهانى نجم ثانى مغلوب گرديدند . الحمد للّه الذى صدق وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و هزم الاحزاب . [ قطعه ] با چرخ گفت كيوان كآخر عبيد خان را * ( 27 b ) معمورهء ممالك گردد تمام حاصل فى الحال چرخ گفتش كاى پير سالخورده * هرچند حاضرى تو ما هم نهايم غافل ما ديدهايم و خوانده از روى طالع او * اين شكل در مبادى اين نقش در اوايل رايات كامگارى از راى اوست « 6 » عليا * آيات شهريارى در شأن اوست نازل و كيفيت آن فتح و نصرت آنكه ، چون لشكر قزلباش شهر ؟ ؟ ؟
--> ( 1 ) - قرآن سوره 101 آيه 1 ( 2 ) - قرآن سوره 81 آيه 18 ( 3 ) - C ؛ B 2 آوازى ( 4 ) - A : مخالفان ( 5 ) - T : تبريز طربانگيز را ، C : تير نر . ( 6 ) - A : تست